اما نکته هایی که باید دوستان به ان توجه کنند این است که این مطلب نوشته یک شخص حقیقی ست که بر حسب تصادف از دور دستی هم در آتش نشریه مهر اردبیل دارد و به همین علت منصفانه نیست به گناه این مطلب کل نشریه را به چوب انتقاد راند گناهان کرده و نکرده اشان را جار زد.
در مورد اینکه صدا و سیما و خبرگزاری ایرنا آن گونه که باید رعایت کسوت و نوبت جناب "سید"را نمی کنند کاری از دست بنده حقیر سرا پا تقصیر بر نمی آید چرا که خرمای اجازت بزرگان بر نخیل است و دستان حقیر کوتاه من اگر کلی هنر داشته باشم و چهارصد هزار تومان طلب سوخته ام را از خانواده آن همکار مرحومم زنده کنم باید کلاهم را در ارتفاعات صدمتری بالای سر نگه دارم.
و اما اشکال اینکه نماینده ما در ردیف دوم مجلس آنهم در روز همایش صد سال قانون گذاری ایستاده باشد این مثل معروفست که: "تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف".شما اگر با دلایل و براهین و منطق و ...بتوانید ثابت کنید که بزرگتر از ایشان در آن مجلس چند صد نفره حضور نداشته که در ردیف دوم تشریف داشته باشد بنده بصورت کاملا" رسمی و تمام قد عذر تقصیر به درگاه ایشان می برم.
از آنجایی که نوشته های شخصی بنده هیچ ارتباطی به نشریه مهر اردبیل ندارد در نتیجه مواضع آن نشریه در دوره های مختلف بخصوص در دوره های که بنده با آن نشریه همکاری نداشتم طبیعتا" نمی تواند ارتباطی با حقیر داشته باشد.از اردیبهشت ۸۵تا اسفند ۸۶وبعدا" در آبان ماه ۸۷ که مهر با حضور من چاپ شده هیچ مطلبی در خصوص نماینده محبوب شما کار نشده است. در بقیه مقاطع گروههای مختلف دست اندرکار نشریه بودند که باید خود پاسخگو باشند هر چند که با توجه به مشی اصلاح طلبانه نشریه گمان نمی کنم قضیه آن گونه باشد که شما می گوئید و یا شاید شما چاپ یک آگهی کوچک در نشریه را به حساب هواداری از یک کاندیدا ارزیابی کند که یقینا" اگر در آن برهه شما هم با تامین هزینه سفارش آگهی می دادید امروز نشریه مهر به جرم هواداری از کاندیدای متبوع شما به مسلخ فرستاده می شد.
در مورد باند آقایان تقوی طلب و شمس هم بنده پرس و جو کردم کسی اطلاعی نداشت در صورت صحت این یقینا" وضعیت نشریه مهر بهتر از اینها نبود تا برای خاطر صد هزار تومان نا قابل آگهی امروز هم جوابگوی اشخاص بی اسم و آدرس باشیم.
رای ۵۰هزار نفره هم دلیل چندان محکمی برای پذیرش یک نفر در بین شهروندان به عنوان یک نماینده نمی تواند باشد چرا که با رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان در اردبیل همه کاندیداها حق حضور در رقابتها را نداشتند و بازی بیشتر به یک رقابت درون گروهی می مانست تا یک انتخابات واقعی . قبول می کنید که با حضور برادران پیرموذن و غریبانی و....انتخاب فلان کس به عنوان نماینده شهر کمی دور از ذهن می رسید .ثانیا" چرا هیچ وقت از خود نمی پرسید و دنبال جوا نیستید که چرا شهری با جمعیت بالای سیصد چهارصد هزار نفر باید نماینده یی داشته باشد با ۵۰ هزار رای!
دفتردار بودن و صیغه ازدواج و طلاق خواندن در نفس خود چیز بدی نیست به شرطی که مراتب صعود پله پله باشد و رقابت برابر.شلم شوربایی که در انتخابات های اخیر استان شاهد بوده ایم یقینا" با دموکراسی و قانونمداری چندان قابل جمع نیست مگر یادتان نیست که در دوره قبل دو اصولگرا به مرحله دوم راه یافته بودند و چنان در تخریب یکدیگر زیاده روی کردند که چهار سال بعد هم هیچ گروه اصول گرایی نتوانست بصورت علنی از هر کدامشان حمایت کند.
اگر در روزهای اخیر سری به خبرگزاریها بزنید یقینا" نقل قولهایی خواهید دید که مشخص است بهترین شیوه برخورد نیست و یک نماینده خوب باید بهترین شیوه برخورد را بلد باشد اینکه قسم جلاله بخورد که اگر فلان کار نشود استعفا می دهم و خودم را تکه تکه می کنم چندان منطقی نیست .هر کس به فراخور دانش و استعداد خویش می تواند بر هر کرسی تکیه زند ولی به فراخور شایستگی و دانش اش نه چیز دیگر قبول می کنید!